WebNight

قوانین چامه
  • سرقت ادبی اکیداً ممنوع!
  • از ارسال کامنت های موهن جداً خودداری نمایید.
  • موضوعات ارسالی چامه سرایان محترم در طول هفته توسط مدیران بررسی و هر سه شنبه از هر عضو، دو اثر در بخش های مختلف چامه درج می گردد.
  • از نظرات و نقدهای احساسی و غیر تخصصی خودداری نمایید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی نظیر زیبا بود، از گزینه ی "سپاس" استفاده فرمایید.
*** قوانین مجموعه ی ادبی چامه --- ورود اعضا ---


ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشاعره ...
۴-۲۵-۱۳۹۳, ۱۰:۳۶ عصر
ارسال: #71
RE: مشاعره ...
مجنونم و خــو کرده بـــه هرگز نرسیدن
با این همه سخت است دل از چون تو بریدن

امیر املشی توانا

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خـــــود اصرار نباید ورزید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صالح حسینی ، مجتبی حکاک
۴-۲۶-۱۳۹۳, ۱۲:۱۵ صبح
ارسال: #72
RE: مشاعره ...
نی که می‌نالد همی در مجلس آزادگان
زان همی‌نالد که بر وی زخم بسیار آمدست
سعدی

حوالی من که رسیدی،
آهسته تر قدم بردار
بخاطر داشتنت
همه ی تابو ها را شکسته ام
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نازنین امیری ، مجتبی حکاک
۴-۲۶-۱۳۹۳, ۰۵:۲۴ عصر
ارسال: #73
RE: مشاعره ...
تو 5 دی و من بم آماده ی ریزش
آغاز بکن سخت ترین زلزله ها را...

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خـــــود اصرار نباید ورزید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صالح حسینی ، مجتبی حکاک
۴-۲۶-۱۳۹۳, ۰۹:۵۰ عصر
ارسال: #74
RE: مشاعره ...
از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت
صبح بهار این لب خندان نداشته است
رهی

حوالی من که رسیدی،
آهسته تر قدم بردار
بخاطر داشتنت
همه ی تابو ها را شکسته ام
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مجتبی حکاک
۴-۲۹-۱۳۹۳, ۰۷:۵۴ عصر
ارسال: #75
RE: مشاعره ...
تو را از بین صدها گل من احمق جدا کردم
نفهمیدم غلط کردم من از اول خطا کردم

معصومه پاکروان

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خـــــود اصرار نباید ورزید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صالح حسینی ، مجتبی حکاک
۴-۳۰-۱۳۹۳, ۱۲:۲۳ صبح
ارسال: #76
RE: مشاعره ...
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

حوالی من که رسیدی،
آهسته تر قدم بردار
بخاطر داشتنت
همه ی تابو ها را شکسته ام
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مجتبی حکاک
۱۰-۱۴-۱۳۹۳, ۱۱:۰۳ عصر
ارسال: #77
RE: مشاعره ...
تو را میخواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
شاعره فرخ زاد

او که سرود قایقی خواهم ساخت...
یکبار دگر طنین نیما را نواخت

(محدثه چیذری)
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مجتبی حکاک
۱۰-۱۵-۱۳۹۳, ۰۶:۴۶ عصر
ارسال: #78
RE: مشاعره ...
"من ملک بودم و فردوس برین ..." می داند
این ملک شور که را داشت که آدم شده است ...

محمد علی بهمنی

یه جوری دستامو بگیر ... که از تو من جدا نشم
بیرون ازین در که میرم ... دوباره بی خدا نشم
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع ارسال پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان